سه شنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۷ | Tuesday 23 October 2018
بروز رسانی شده: شنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۷ - ۱۱:۱۲
کد خبر: 56341
تعداد نظرات: ۰
تقابل سیاست های روسیه و غرب

در مجموع میتوان گفت از یک طرف غرب و به خصوص ایالات متحده آمریکا تلاش می کند با توجه به جایگاه خود در ساختار نظام بین الملل، برتری و قدرت خود را به روسیه دیکته کند و از طرف دیگر روسیه به عنوان کشوری بزرگ و مستقل سعی می کند خود را به عنوان قدرتی مستقل و بازیگری موثر در رویدادهایی بین المللی معرفی نماید.

تاریخ انتشار: شنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۷ - ۱۱:۱۲

سید هادی حسینی؛ سیاست های روسیه و غرب در تقابل با یکدیگر چگونه است

با فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ و پس از سالها جنگ سرد با غرب، و در پی آن شکل گیری ۱۵ جمهوری مستقل که فدراسیون روسیه به عنوان جانشین شوروی به علت مرکزیت و ابر قدرت بودن در بین آن ۱۵ جمهوری، خود را معرفی کرد. و در سالهای اولیه روسیه سعی کرد روابط تازه ای را با ایالات متحده و کشورهای اروپایی برقرار کند اما به دلیل اینکه روسیه نقش و جایگاه قدرتمند خود را پس از فروپاشی شوروی تا حد زیادی از دست داده بود و ایالات متحده و کشورهای اروپایی سعی می کردند نفوذ خود را از لحاظ سیاسی، امنیتی و اقتصادی در مناطق ژئوپولیتیکی اطراف روسیه و جمهور های تازه استقلال یافته بیشتر کنند، این روابط دارای فراز و نشیب های فراوانی شده و با تلاش دو طرف با توجه به عنایت داشتن به هزینه های سنگین، از نزاع و درگیری با یکدیگر جلوگیری بعمل آوردند. در سالهای اولیه، فدراسیون روسیه با مشکلات عدیده ای در عرصه سیاسی،امنیتی و اقتصادی روبرو بود. تمایل جمهوری های استقلال یافته به کاهش وابستگی به مسکو و توان سیاسی،امنیتی و اقتصادی غرب و تمایل آنها برای پیشبرد منافع خود در مناطق ژئوپلتیکی به جا مانده از فروپاشی شوروی،علیرغم میل باطنی روسیه و تلاش زیاد برای کم رنگتر کردن آن، عرصه را برای نفوذ همه جانبه غرب فراهم کرد. در سالهای بعد به دلایل متعددی که ذکر می شود رابطه غرب با روسیه دچار تنش های زیادی شده، و هر دو طرف را به اتخاذ سیاست هایی همراستا با منافع خود وا داشته است.

۱- گسترش بیشتر ناتو تا مرزهای روسیه و استقرار سیستم موشکی بالستیک در کشورهای اروپایی هم مرز با روسیه
۲- تحریم های اقتصادی بی سابقه غرب به دلیل آنچه که دخالت روسیه در کشورهای دیگر می نامند. مثل درگیری با گرجستان بر سر اوسیتای جنوبی و نقض حاکمیت اوکراین و الحاق کریمه به روسیه
۳- موضوع سوریه و عراق در مبارزه با جنگ علیه داعش، که ماهیئت اصلی آن تقابل ژئوپولیتیکی دو طرف در خاورمیانه برای تقویت جایگاه و پیشبرد سیاست خود می باشد
۴- چالش های مهاجرت و پناهندگی به غرب و افزایش حملات تروریستی در پی جنگ های نیابتی دو طرف
۵- عناد و دشمنی سیاسی که بخش زیادی از آن ریشه در تاریخ روابط دو طرف دارد مثل جنگ سرد
۶- مبارزه با گسترش تسلیحات کشتار جمعی، و رفتار متمایز غرب و روسیه در ارتباط با برجام و کره شمالی

سیاست کنونی روسیه، همکاری و عدم تنش با غرب و تلاش برای اتحاد کشور خود می باشد، ولی بدلیل گسترش ناتو تا مرزهای خود و تحریم های اقتصادی بی سابقه غرب، سیاست هایی را مبنی بر مقابله با این گونه رفتارها اتخاذ کرده است که از جمله آنها؛ اهرم انرژی و وابستگی کشورهای اروپایی به خصوص در فصل سرما به نفت و گاز روسیه، بروز کردن کامل ظرفیت های نظامی و هسته ای خود، توسعه مناسبات و ارتباط بیشتر با کشورهای شرقی و آسیایی دارای قدرت منطقه ای و بین المللی، سیاست جایگزینی واردات از کشورهای شرکت کننده در تحریم را می توان نام برد.

در مجموع میتوان گفت از یک طرف غرب و به خصوص ایالات متحده آمریکا تلاش می کند با توجه به جایگاه خود در ساختار نظام بین الملل، برتری و قدرت خود را به روسیه دیکته کند و از طرف دیگر روسیه به عنوان کشوری بزرگ و مستقل سعی می کند خود را به عنوان قدرتی مستقل و بازیگری موثر در رویدادهایی بین المللی معرفی نماید. بنابراین با اینکه مواجهه نظامی غرب با روسیه به دلیل عنایت به عواقب ناگوار چنین برخوردی، غیر ممکن به نظر می رسد ولی متاسفانه به سمت جنگ های نیابتی رفته اند و موجب کشته شدن و آوارگی میلیون ها انسان بی گناه از کشور و سرزمین خود شده اند که تبعات آن به صورت شکل گیری گروهک های تروریستی، افزایش مهاجرت و پناهندگی به غرب و افزایش بی سابقه ناامنی و حملات تروریستی در سطح جهان شده است و دامن خود آنها را نیز گرفته است. لذا باید هر دو طرف غربی و روسیه با بازنگری اساسی در رویکردها و سیاست های خارجی خود، امکان بهبود روابط خود را فراهم کنند و از بن بست کنونی که برای خود ساخته اند خارج شوند. زیرا آسیب های وارده و تبعات آن، نه تنها دامن خود آنها را گرفته است به ثبات راهبردی جهان نیز خسارات غیر قابل جبرانی زده است.

سید هادی حسینی
بنیانگذار ایدئولوژی تعادل


جدیدترین خبرها
بالا